تبلیغات
عشق خالص

عشق خالص
زیباترین ستایش نثار کسی که کاستی هایم را می داند و باز هم دوستم دارد . . .


در آخرین ساعت‏های زندگی پیامبراکرم(ص)، وقتی غم و اضطراب و دلهره سراسر مدینه را فرا گرفته بود و یاران باوفای آن‏حضرت با دیدگانی اشک‏بار و دل‏های آکنده از اندوه در کنار خانه رسول خدا(ص) جمع شده بودند تا از سرانجام کسالت آن‏حضرت آگاه شوند، دختر گرامی رسول‏خدا، حضرت فاطمه علیهاالسلام ، در کنار بستر پدر با قلبی سوزان...


خاتم‌الانبیا حضرت محمد بن عبدا... در سال 571میلادی که مصادف با روز جمعه هفده ربیع‏الاول بود، در مکه چشم به جهان گشود و در چهل‏سالگی از طرف خداوند متعال به پیامبری برگزیده شد. حدود سیزده سال در مکه به صورت پنهان و نیمه‏پنهان به تبلیغ دین اسلام پرداخت. سپس در نتیجه فشارهای روزافزون کفار و مشرکان به مدینه هجرت کرد. پس از ده سال تبلیغ و تبیین احکام نورانی اسلام و تشکیل نخستین حکومت اسلامی در سن 63 سالگی در روز دوشنبه 28 صفر سال یازدهم هجری به ندای حق لبیک گفت و چشم از جهان فانی فرو بست. مرقد مطهرش در مدینه منوره در کنار مسجدالنبی قرار گرفته است و همه‏ساله سیل عاشقان نبوت، به‏ویژه در ایام پیش و پس از مراسم حج، از سراسر عالم به زیارتش می‏شتابند.

آخرین هشدار پیامبر(ص)

در آخرین ساعت‏های زندگی پیامبراکرم(ص)، وقتی غم و اضطراب و دلهره سراسر مدینه را فرا گرفته بود و یاران باوفای آن‏حضرت با دیدگانی اشک‏بار و دل‏های آکنده از اندوه در کنار خانه رسول خدا(ص) جمع شده بودند تا از سرانجام کسالت آن‏حضرت آگاه شوند، دختر گرامی رسول‏خدا، حضرت فاطمه علیهاالسلام ، در کنار بستر پدر با قلبی سوزان و دیده گریان به زمزمه کردن اشعاری که حضرت ابوطالب در وصف آن‏حضرت سروده بودند مشغول شد. رسول خدا(ص) چشم خود را باز کردند و با صدای آهسته به دختر بزرگوارشان فرمودند: دخترم به جای این اشعار آن آیه را تلاوت کن که می‏گوید: «محمد پیامبر خداست و پیش از او نیز پیامبرانی آمدند و رفتند. آیا اگر او رحلت کند یا کشته شود به آیین و اعتقادات قبلی خود باز می‏گردید؟ [بدانید] هرکس دست به چنین کاری بزند به خدا زیان نمی‏رساند».

سخنان علی(ع) در سوگ پیامبر

نقل کرده ‏اند وقتی علی علیه‏السلام طبق وصیت پیامبر(ص) پس از رحلت آن‏حضرت مشغول غسل و کفن رسول خدا(ص) شدند، در حالی که اشک از دیدگانشان جاری بود با این جمله‏ها درد فراق پیامبر را تسکین می‏بخشید: «پدر و مادرم فدای تو‌ای رسول خدا! با مرگ تو رشته‏ای بریده شد که جز در مرگ تو چنان گسستنی دیده نشده است. با مرگ تو رشته پیامبری و فرود آمدن پیام‏های آسمانی از هم گسست. مصیبت رحلت تو دیگر مصیبت‏دیدگان را به شکیبایی وا داشت و همگان را در مصیبت تو یکسان عزادار کرد. اگر تو خود ما را به شکیبایی امر نمی‏کردی، آن‏قدر اشک می‏ریختیم که اشک دیدگان با گریستن بر تو پایان پذیرد، با این همه، دردِ جانکاهِ فراق تو همیشه با ما خواهد بود و این اندوه هرگز از ما جدا نخواهد شد.

سفارش به عترت و کتاب خدا

پس از برگشتن از «حجة‏الوداع» پیامبر اکرم(ص) به مناسبت‏های مختلف از رحلت خود سخن به میان می‏آوردند و یاران و پیروانشان را آماده می‏کردند که اوضاع پس از رحلت پیامبر را بتوانند تحمل کنند. نقل می‏کنند در این ایام فراوان خطبه می‏خواندند و مردم را نصیحت می‏کردند و از فتنه‏های پس از خود باخبر می‏ساختند. از جمله به آنها توصیه می‏کردند: «مبادا پس از من از سنت من دست بردارید و به بدعت‏گذاری در دین بپردازید. بدانید که بعد از من با فتنه‏ها و آزمایش‏های زیادی مواجه خواهید شد. اگر می‏خواهید در همه این پیشامدها از خطر در امان باشید، از کتاب خدا و عترت من دست برندارید.‌ای مردم، من در بین شما این دو چیز را به یادگار می‏گذارم و در روز قیامت از آنها سوال خواهم کرد».

وداع با مردم

پیامبر اکرم(ص) در یکی از آخرین روزهای حیات مبارکشان، در حالی‏که علی علیه‏السلام دست راست و فضل بن عباس دست چپ او را گرفته بودند به مسجد آمدند و برای مردم خطابه‏ای را با این عبارت خواندند: «ای مردم طولی نخواهد کشید که من از میان شما به عالم بقا منتقل شوم. بنابراین به هرکس وعده‏ای دادم یا به هرکس مدیونم، آن را از من طلب کند تا به جای آورم.‌ای بندگان خدا، جز از طریق اطاعت خدا کسی به خیری دست نیافته، از شرّ و بدی‏ها دور نمی‏شود. کسی ادعا نکند که بدون عمل رستگار شده است. هیچ آرزومندی بدون تبعیت از احکام الهی رضای خدا را به‏دست نمی‏آورد. سوگند به خدایی که مرا به پیامبری مبعوث کرد، انسان از عذاب الهی جز از طریق رحمت خدا و عمل صالح نجات پیدا نخواهد کرد.

آخرین نماز جماعت پیامبر(ص)

همان‏گونه که پیامبراکرم(ص) اولین نماز را به همراه حضرت خدیجه و علی بن ابیطالب علیه‏السلام به جماعت خواندند، در پایان عمر مبارکشان نیز آخرین نماز را در مسجد و به جماعت به جای آوردند. نقل کرده‏اند در آخرین ساعات حیات رسول‏خدا(ص) در حالی که در بستر بیماری بودند ناگهان صدای اذان بلال حبشی را شنیدند و متوجه شدند وقت نماز فرا رسیده است. رسول خدا(ص) به علی بن ابیطالب و فضل بن عباس فرمودند: «کمک کنید تا به مسجد بروم». چون به کمک آن‏دو به مسجد رسیدند، نماز را به جماعت به جا آوردند و این آخرین نماز جماعت آن‏حضرت بود. بعد از آن‏که به خانه برگشتند دیری نگذشت که روح مبارکشان به ملکوت اعلا و جوار قرب حضرت حق پرواز کرد.

با سپاس از سایت نسیم جنوب


[ شنبه 29 آذر 1393 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ مسعود نایب صدری ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت

با هر چه رود نام تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را‍‍

با دستهای روشن تو می توان گشود
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
 ]