تبلیغات
عشق خالص

عشق خالص
زیباترین ستایش نثار کسی که کاستی هایم را می داند و باز هم دوستم دارد . . .

كتاب خدا در بسیارى از آیاتش به این حقیقت تصریح دارد كه همه موجودات جهان هستى تسبیح گوى خدایند و در ذات همه آنها درك و شعور و نوعى علم و آگاهى است، و این تسبیح نه به این معناست كه وجود آنان كه معلول اراده و فعل حق است دلالت بر پاك بودن ذات حضرت او از نقایص دارد، كه تسبیح به این معنا معلوم همگان است بلكه مراد تسبیح قولى موجودات است كه ناشى از درك و شعور و نوعى علم و آگاهى موجودات است كه براساس آیه شریفه:

لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ:

ما از درك تسبیح آنان عاجز و ناتوانیم، و با توجه به این آیه سخن كسانى كه میگویند: تسبیح موجودات یعنى كمال وجودشان دلیل بر كمال موجدشان میباشد مردود است.

تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِیماً غَفُوراً:

آسمان هاى هفت گانه و زمین و هركس در آنهاست او را تسبیح میگویند و از هرعیب و نقصى پاك میدانند و چیزى در دایره هستى نیست مگر این كه همراه با ستایش تسبیح او میگوید ولى شما تسبیح آنها را نمى فهمید، بى تردید او بردبار و بسیار آمرزنده است.

در این آیه شریفه به سه حقیقت اشاره شده است:

نخست آن كه همه آسمانها و زمین و آنان كه در آنهایند خدا را تسبیح میگویند، احتمال دارد مراد از مَن فیهنّ‏ صاحبان عقل و خرد باشند كه چنین احتمالى مصداق‏ مَن فیهنّ‏ را محدود به فرشتگان و جنّ و انس میكند، و ممكن است مراد از مَن فیهنّ‏ همه جنبندگان باشند زیرا «مَن» در آیات قرآن مجید در غیر ذوى العقول هم بكار رفته مانند:

وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلى‏ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلى‏ رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلى‏ أَرْبَعٍ ...

و خدا هر جنبندهاى را از آب آفرید، پس گروهى از آنها بر شكمشان راه میروند، و برخى از آنها به روى دوپا حركت میكنند و بعضى از آنها به روى چهارپا راه میروند.

دوم آن كه تسبیح در بخش دیگر آیه به همه موجودات جهان هستى و عرصه گاه آفرینش تعمیم داده شده میگوید: هیچ موجودى نیست مگر آن كه خدا را تسبیح و حمد میگوید.

سوم آن كه قاطعانه میفرماید: ولى شما تسبیح آنها را درك نمى كنید، این بخش از آیه نشان میدهد كه همه موجودات نوعى درك و شعور و علم و آگاهى دارند و تسبیحشان و حمد و سپاسشان از روى شعور و آگاهى است نه این كه كمال آفرینش آنها دلالت بر منزه بودن حق از هرعیب و نقص است اگر مراد از تسبیح این باشد براى همه قابل درك و فهم است و در این صورت جمله‏ وَ لكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ‏ موردى نخواهد داشت.

صریح تر و روشن تر از این جمله درباره شعور و آگاهى موجودات این آیه شریفه است:

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّیْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِیحَهُ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِما یَفْعَلُونَ:

آیا ندانستهاى كه هركه در آسمانها و زمین است و پرندگان بال گشوده، خدا را تسبیح میگویند، یقیناً هریك نماز و تسبیح خود را میداند، و خدا به آنچه انجام میدهند داناست.

درهرصورت بسیارى از آیات قرآن مجید تصریح به شعور و آگاهى موجودات در حدّ خودشان و تسبیح گوئى و حمد كردنشان نسبت به حضرت حق دارد و تسبیح و حمدشان با قول و نطق مخصوص به خودشان انجام میگیرد، ولى قول و نطقى كه ما انسانها از درك مفهومش عاجزیم، و نمى توانیم آن را بفهمیم.

روایت بسیارمهم و قابل توجّهى براساس آیات قرآن مجید در رابطه با تسبیح موجودات از حضرت صادق (ع) به این صورت نقل شده است:

«كان داوود اذا قرء الزبور لایبقى جبل و لاحجر ولاطائرُ الاجاوبه:»

هرگاه داوود به قرائت زبور برمى خاست، كوه و سنگ و پرندهاى نمى ماند مگر این كه پاسخ او را میداد.

و نیز از آن حضرت روایت شده:

«نقض الجدر تسبیحها:»

فرو ریختن دیوار تسبیح آن است.

احتمال دارد منظور حضرت در این روایت از تسبیح دیوار صداى مهیب آن باشد كه هنگام فرو ریختنش به گوش میرسد.

و حضرت باقر در همین زمینه در روایتى میفرماید:

«اما سمعت خشب البیت تنقض؟ و ذلك تسبیحه:»

آیا صداى شكستن چوبى كه در ساختمان بكار رفته نشنیدى؟ همان صداى تسبیح آن است.

تقدیس حق به وسیله فرشتگان نیز به معناى پاك دانستن حضرت او از هربدى و بد خواهى است، زیرا وجود مقدس حضرت محبوب مبدء خیر است و جز خیر براى هیچ موجودى و مخلوقى اراده نمى كند، این ما هستیم كه هرگونه شرّ و بدى از ما صادر میشود و مبدء و منشأش نقایص و عیوب، و بداندیشى و جهل ماست، و برماست كه با كوشش و جدیت مثبت و با ایمان و اخلاق شایسته به سوى حضرت او كه كمال مطلق و خیر بى نهایت است حركت كنیم و خود را از آلودگى و ناپاكى، و ناتوانى و نادانى نجات دهیم و از تسبیح و تقدیس او درس پاكى و طهارت از نقص و عیب بگیریم و تبدیل به شجره طیبه شویم.

سخن در تسبیح و تقدیس به گستردگى صفات او و وجود موجودات گسترده است و در این اوراق نمى گنجد، آنچه قلمى شد گوشهاى بسیار اندك از این حقیقت است

منبع:http://www.erfan.ir


[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ مسعود نایب صدری ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت

با هر چه رود نام تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را‍‍

با دستهای روشن تو می توان گشود
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
 ]