تبلیغات
عشق خالص

عشق خالص
زیباترین ستایش نثار کسی که کاستی هایم را می داند و باز هم دوستم دارد . . .

یعمل الاعمال الصالحه و هو على وجل، یمسى و همه الشكر و یصبح و همه الذكر، یبیت حذرا و یصبح فرحا، حذرا لما حذر من الغفله و فرحا بما اصاب من الفضل و الرحمه

و از دیگر نشانه هاى متقین، اینكه:

هر چند هم خویش را مصروف اعمال صالحه مى كنند و كمر به كارهاى شایسته مى بندند، اما همچنان بیمناك و خائفند و نگران حساب و كتاب.

شب را به شكر سر مى كنند و روز را به ذكر.

شب را نگران و هراسناك و بیم زده از غفلت صبح مى كنند و صبح را شادمان از فضل و رحمت خداوند به شب مى رسانند.

شبانگاه در جاده هاى پرپیچ و خم اضطراب و هراس راه مى پویند و در روشناى پگاه رحمت خداوند، جان به نسیم الطاف او مى سپارند

 

اشارت:

روایت كنند كه یكى از پیغامبران به سنگى خرد بگذشت كه آب بسیارى از وى همى آمد. خداى تعالى آن را به سخن آورد و گفت: تا این آیت فرود آمده است وقودها الناس و الحجاره كه مردم و سنگها، هیزم دوزخ خواهند بود من همچنین مى گریم.

گفت:بار خدایا وى را از این خوف ایمن گردان.

آن اجابت كردند و وقتى دیگر بگذشت، همچنان آب مى آمد!

گفت:اكنون بارى چرا مى گریى؟

گفت:آن گریستن از خوف بود و این گریستن شكر است. [كیمیاى سعادت]

آدمى از دو حال خارج نیست. یا در دام لغزشهاى خود است یا بر بام نعمتهاى خداوند. و او را در این دو حال جز دو كار شایسته نیست: یا ذكر و عذر و استغفار از لغزشها و خطاها و یا شكر و حمد و سپاس از نعمتها و هدایا.

چه آدمى اگر سر بر سجده مى ساید، توفیق و عطاى خداوند است و اگر در بلا به سر مى برد هم نعمت و ابتلاى خداوند و لاجرم نیازمند سپاس.

به قول عبدالرزاق گیلانى:سختیهاى دنیا نعمت است حقیقتا، چرا كه به ازاى این محنتها و مصائب در عاقبت منافع عظیمه و مثوبات جزیله مقرر است كه مشقت این شدائد و محن در جنب آن عوضها محو و مضمحل است. مثل طبیبى كه براى دفع كوفت صعبى، دواى كریه به مریض دهد و فصدش فرماید هر چند او را كریه است و فصد و حجامت زحمت، اما در جنب شفا و عافیت نعمت است پس به ازاى اینها شكر لازم است... [ مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه]

و از سوى دیگر نه تنها طاعت و عبادت كه حتى شكر و سپاسگزارى نیز نیازمند شكر دیگرى است به درگاه خداوند

و شكرى ایاك یفتقر الى شكر. [ مناجات الشاكرین از مناجات خمس عشره. ]

توفیق شكر به درگاه تو نیازمند شكر دیگرى است.

این است كه مولا على علیه السلام مى فرماید: المومن بین نعمه و خطیئه لا یصلحهما الا الشكر و الاستغفار [ مناجات الشاكرین از مناجات خمس عشره.]

مومن، در میانه نعمت است و خطا و به صلاح نمى آورد آنها را مگر شكر و استغفار

و امام صادق علیه السلام مى فرماید:

فیجب ان تكون نفس المومن على كل حال فى شكر او عذر [ مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه] 

پس واجب است كه مومن در همه حال یا مشغول شكر باشد یا در كار عذر

ابوذر در پاسخ سئوال كیف اصبحت؟ مى گوید: اصبحت اشكر ربى و اشكوا نفسى. [ مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه] 

و این است معناى یبیت حذرا و یصبح فرحا. كه امام على علیه السلام در صفت متقین مى فرماید

و اكنون تاملى باید بر ذكر و شكر كه این دو چیستند و توفیق دستیابى به آنها چگونه حاصل مى شود

گفته اند حقیقت ذكر آن است كه هر چه جز مذكور است، اندر ذكر فراموش كنى [ خلاصه شرح تعرف. ] و طبیعى است كه این ذكر، ذكر دل است، نه زبان چرا كه فراموشى صفت دل است نه زبان، و بر این اساس دائم الذكر آن نیست كه دائم فقط لب به ذكر خدا مى جنباند، دائم الذكر كسى است كه دائم در خلوت دل، كسى را جز خدا راه نمى دهد.

امام على علیه السلام مى فرماید: الذكر نور العقل و حیاه النفوس و جلاء الصدور [ غررالحكم- جلد 2]

ذكر نور عقل است و حیات جانها و صیقل و جلاء سینه ها.و نیز مى فرماید.

الذكر مفتاح الانس [ غررالحكم- جلد 1]

ذكر حقتعالى و یادآورى او كلید انس و آرام به اوست. هر كه خواهد او را انس و آرام به حقتعالى و انقطاع و بریدگى از خلق حاصل شود، پس به ذكر خدا متوسل شود.

و الذكر لذه المحبین [ غررالحكم- جلد 1]

ذكر لذت عاشقان است

حضرت رسول اكرم- صلى الله علیه و آله- مى فرماید: جبرئیل بر من نازل شد و گفت: خدایت سلام مى رساند و مى فرماید:

كل ساعه تذكرنى فیها فهى لك عندى مدخره و كل ساعه لا تذكرنى فیها فهى منك ضائعه [ حدیث قدسى]

هر ساعتى كه در آن مرا یاد كنى نزد من اندوخته اى و آن ساعتى كه مرا یاد نكنى ضایع و تباه شده است

پس از عمر تنها آن لحظاتى ارزشمند است كه یاد خدا در آن است و باقى همه به صراحت كلام پروردگار تلف شده است

و هم او جل و علا مى فرماید: اذكرنى اذكركم نعمتى، اذكرنى بالطاعه و العباده اذكركم بالنعم و الاحسان و الرحمه و الرضوان [ :حدیث قدسى] 

مرا یاد كنید تا با نعمتهایم یادتان كنم و مرا به اطاعت و بندگى یاد كنید تا با نعمتها و احسان و رحمت و رضوان یادتان كنم

پس یاد خداوند تنها به ذكر لسان و تسبیح و تكبیر نیست. آنكه در مسیر اطاعت خدا گام مى زند و در فضاى عبودیت او تنفس مى كند، آنكه آب از چشمه اخلاص مى نوشد، آنكه در همه جا به دنبال رضاى او مى گردد، به ذكر و یاد خدا مشغول است، اگر چه خاموش و بى زبان باشد

امام صادق علیه السلام مى فرماید: من كان ذاكرا على الحقیقه فهو مطیع و من كان غافلا عنه فهو عاص و الطاعه علامه الهدایه و المعصیه علامه الضلاله و اصلهما من الذكر و الغفله [ بحارالانوار جلد نوزدهم] 

هر كه به یاد خداست، حقیقتا او مطیع خداست و هر كه غافل است از ذكر خداوند، عاصى و گنهكار است كه طاعت علامت هدایت است و معصیت علامت ضلالت

و اصل و اساس هدایت و ضلالت در ذكر و غفلت است. و چنین است كه مولا على علیه السلام مى فرماید: من عمر قلبه بدوام الذكر حسنت افعاله فى السر و الجهر [ غررالحكیم جلد 5] 

هر كه دل را به یاد خدا آباد گرداند، كارهاى آشكار و نهانیش نیكو مى شود.

حضرت موسى به خداوند عرض كرد:''پروردگارا! آیا تو به من نزدیكى تا آهسته سخن بگویم یا دورى تا فریاد بزنم؟''

خداوند فرمود:''یا موسى انا جلیس من ذكرنى''

اى موسى! من همنشین آن كسم كه مرا یاد كند

موسى عرض كرد:''كیست كه در پناه توست روزى كه پناهى جز پناه تو نیست؟''

فرمود: الذین یذكروننى فاذكرهم و یتحابون فى فاحبهم. اولئك الذین ان اردت ان اصیب اهل الارض بسوء ذكرتهم فدفعت عنهم بهم [ حدیث قدسى]

آنانكه مرا یاد كنند، پس من نیز آنها را یاد كنم و به خاطر خشنودى من با هم دوستى نمایند و من نیز آنها را دوست دارم. اینانند كه چون بخواهم زمینیان را بلایى نازل گردانم، به خاطر آنها بلا را از اهل زمین دفع مى كنم.

امام صادق علیه السلام مى فرماید: و اجعل ذكر الله من اجل ذكره لك فانه ذكرك و هو غنى عنك فذكره لك اجل و اشهى و اتم من ذكرك له و اسبق [ مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه] 

به دلیل این كه خدا همیشه به یاد توست، به یاد او باش چرا كه خداوند عالم با اینكه از تو غنى است و محتاج تو نیست، همیشه به یاد توست. پس یاد كردن او تو را بزرگتر و مرغوبتر و تمامتر و سابقتر است از یاد كردن تو او را.

پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید:''روزى نمى گذرد مگر اینكه خداوند عزوجل ندا مى دهد كه: عبدى ما انصفتنى اذكرك و تنسى ذكرى و ادعوك الى عبادتى و تذهب الى غیرى...'' [ حدیث قدسى]

بنده من! با من به انصاف رفتار نمى كنى، من تو را یاد مى كنم و تو مرا از یاد مى برى. من تو را به بندگى خودم مى خوانم و تو رو سوى دیگر مى كنى...

و هم از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت شده كه چون بنده در نیمه شب تار با خداى خود خلوت كند و راز و نیاز بنماید، پروردگار متعال نورى در دلش جاى دهد و چون گوید: یا رب، یا رب! پروردگار بزرگ او را ندا كند: لبیك عبدى سلنى اعطك و توكل على اكفك

لبیك! بنده ى من بخواه تا به تو بدهم، بر من توكل كن تا تو را كفایت كنم.

سپس به فرشتگانش مى فرماید: ملائكتى انظروا الى عبدى فقد تخلى بى فى جوف اللیل المظلم و البطالون لا هون و الغافلون نیام اشهدوا انى قد غفرت له

اى فرشتگانم! بنده ى مرا نظاره كنید كه در دل شب تار با من خلوت كرده و بیهودگان در بازیند و غافلان در خواب. گواه باشید كه من او را آمرزیدم

و هم خداوند جل و علا مى فرماید: من شغل بذكرى عن مسالتى اعطیته افضل ما اعطى من سالنى [ حدیث قدسى]

اگر كسى آنچنان غرق یاد من گردد كه خواسته هاى خویش را از یاد ببرد، به او بیش از آنچه دیگران مى طلبند خواهم داد

http://ketaab.iec-md.orgبا تشکر از:

 


[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 11:13 ق.ظ ] [ مسعود نایب صدری ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

با هر چه عشق نام تو را می توان نوشت

با هر چه رود نام تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را‍‍

با دستهای روشن تو می توان گشود
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
 ]